دهـکــده ادبـیــات پـاســارگــاد
به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید
ﻫﻮﺍﯾﻢ ﺷﺮﺟﯽ ﻣﺮﺩﺍﺩ ﺁﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﺵ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ ﻭﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﯾﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺧﯿﺴﻢ ﮐﻪ ﺭٌﺳﺘﻨﮕﺎﻩ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﺎﺭﺍﻧﺪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﺍﺏ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺭ ﻇﻬﺮ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻭﺍﻧﻔﺴﺎ ﭼﻪ ﺣﯿﺮﺍﻥ، ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﭼﻪ ﻣﯽ ﭼﺴﺒﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﭼﺘﺮ ﺍﻣَﻦ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ



تاریخ: پنج‌شنبه 06 مهر 1391
ارسال توسط pasargadn7

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید