دهـکــده ادبـیــات پـاســارگــاد
به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید
زن: مگه اینجا مدرسه دولتی نیست!؟ مدیر: اگه دولتی نبود که می گفتم یک میلیون تومن بریز! زن: آقا آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن؟! مدیر: این که شهریه نیست اسمش همیاریه! زن: اسمش هر چی هست. تلویزیون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتی هیچگونه وجهی نمیتونن دریافت کنن. مدیر: خب برو اسم بچت را تو تلویزیون بنویس! اینقدر هم وقت منو نگیر… زن: آقای مدیر من دو تا بچه یتیم دارم! آخه از کجا بیارم؟! مدیر: خانم محترم! وقتی وارد اینجا شدی رو تابلوش نوشته بود یتیم خونه یا مدرسه؟! آقای مستخدم، این خانم رو به بیرون راهنمایی کن! زن با چشمهای پر اشک منتظر اتوبوس واحد بود، اتومبیل مدل بالایی ترمز کرد و زن سوار شد… روزنامه ای که روی صندلی جا مانده بود رو برداشت و بهش خیره شد: کمیته مبارزه با فقر در جلسه امروز… ستاد مبارزه با بیسوادی… تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود:با ۲۰۰۰۰۰ زن خیابانی چه می کنید؟! زن با خودکاری که از کیفش بیرون آورده بود عدد را تصحیح کرد: با ۲۰۰۰۰۱ زن خیابانی چه می کنید؟! (((پی نوشت: فاحشه را خدا فاحشه نیافرید؛ آنانکه در شهر نان قسمت میکنند، او را لنگ نان گذاشته اند، تا هر زمان لنگ هم اغوشی ماندند، او را به نانی بخرند! “صادق هدایت“)))



تاریخ: سه‌شنبه 19 دی 1391
ارسال توسط pasargadn7

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید