دهـکــده ادبـیــات پـاســارگــاد
به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید

کـویـر شــده ام از بـس کـــه بــاران حـضــورت را بـخــود نـدیـده ام
مــرداب شــده ام بـس کـــه عــاشـقــانــه ای از لـبــانــت نـه خــوانـدم و نـه دیــدم
پـژمــرده شــده ام بـس کـــه بـه امـیـــد شــادی در خـــانــه ات را زدم
امــا هـنـــوز هــم هــوای حــوالــی احــوال تــو ســرد و زمـســتــانــی ســت
و مــن هـنــوز هــم هــرشـب فــانــوس بــدســت ره تــو مــی پـویــم بـی پــروا تــا بــه کــی؟ تــا آه مــی کـشــم نـبــودنـت را تـا نـفــس مـیـکــشــم عـطـــر حـضــورت را




تاریخ: جمعه 29 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

چـقــدر خــاک بـرسـر شــده انــد ایـن واژگـان بـیـچــاره
در تـوصـیــف درد " نـبــودنـت "
آن روزهـــای دور چـقــدر " کــم داشــتـمـت"
ایـن روزهــای نـزدیـک چـقــدر "نــدارمــت"
بـی انـصـاف کـمــی از دورهــا بـمـن نــزدیـکــتـر شـو
بــاورکــن هـنــوز هــم یـاس رازقــی عـطـر تـو را مـی پـراکـنــد




تاریخ: جمعه 29 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

http://upload7.ir/images/59140760278479145790.jpg


 

 

- ( بقیه عکسها در ادامه مطلب





ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”
شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

"







تاریخ: پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
چشمهایم را می شستی و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم

"







تاریخ: پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود . . . یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید صبح وقتی مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده... دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت.. پسره نوشته بود:(( تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خانه تان لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت...«خیلی خیلی دوستت دارم»♥









تاریخ: چهارشنبه 27 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی ؛
و آرامشم را خط خطی کردی؛ و بعد آرام رفتی؛
وهیچ نفهمیدی درتمام این لحظه های آرام
چه اضطرابی درمن موج می زد!
کاش یک لحظه، جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را داشتی!
کاش یک لحظه ، جرات بر هم زدن آرامشت را داشتم









تاریخ: چهارشنبه 27 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

باید کسی را پیدا کنم دوستم داشته
باشد آنقدرکه یکی ازاین شبهای لعنتی
آغوشش را برای من
ویک دنیا خستگییم بگشاید
هیچ نگوید و هیچ نپرسد
فقط مرا در آغوش بگیرد،
بعد همانجابمیرم تا نبینم روزهای آینده را . . .
روزی که دروغ میگوید
روزی که دیگردوستم ندارد . . .
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد . . .
وروزی که عاشق دیگری میشود









تاریخ: چهارشنبه 27 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

تنهایی تاوان همه "نه" هایی است که نگفتم تا دل کسی نشکند . . . همه محبتهایی که زیادی هدر دادم تا دلی به دست آورم . . . همه دوستت دارم های آبکی که جدی گرفتم . . . همه سادگی که در این دنیای هزار چهره خرج کردم . . . تنهایی تاوان همه خوش بینی هایی است که به دنیا و آدمهای این روزها داشتم








تاریخ: سه‌شنبه 26 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

 

 

- لیـــاقــت مــی خواهــد بـــودن در شعــر هـــای دختــری که بـــا تمام عــشــــقــــش نبـــودنـــت را اشک مــیریـــزد تعجـــب نکــــن !!! در بی لیـــــاقتی تـــو شکـــی نیـــست اینجـــا دلیـــل بــودنـــت میـــان بغــــض هــــایـــم خــریت خـــودم اســـت نـــه لیـــاقــــت تــــو …








تاریخ: دوشنبه 25 شهریور 1392
ارسال توسط pasargadn7

صفحه قبل1...910111213...155صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران