دهـکــده ادبـیــات پـاســارگــاد
به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید
ﺷﺒﯽ ﭘﺮ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺑﻮﺳﻪ ﮬﺎ ﺳﺎﻏﺮﻡ؛ ﺑﻪ ﻧﺮﻣﯽ ﺑﯿﺎ ﮬﻤﭽﻮﻥ ﺟﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﻡ؛ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ؛ ﻓﺮﺩﺍ ﻧﯿﺎﺑﻨﺪکسی ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻡ ‏*‏*********************** ﻟﺐ ﺧﺸﮑﻢ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻡ ﺭﺍ؛ﺑﯿﺎ ﺍﺯ ﺑﺎﺩﻩ ﭘﺮ ﮐﻦ ﺳﺎﻏﺮﻡ ﺭﺍ؛ ﺩﻟﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﻨﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲ ﻣﺮﺩ؛ ﺭﺳﯿﺪ ﺁﻥ ﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﺸﺎﯾﯽ ﭘﺮﻡ ﺭﺍ ‏*‏*********************** ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﻧﮕﺎﮬﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ؛ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﮬﺎﯾﺖ ﺳﺮ ﻧﮭﺎﺩﻥ ؛ﺧﻮﺷﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﮬﺎﻥ ﮐﻮﭼﮑﺖ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﻪ ﺩﺍﺩﻥ ‏*‏*********************** ﺑﺮﺍﯼ ﭼﺸﻢ ﺧﺎﻣﻮﺷﺖ ﺑﻤﯿﺮﻡ؛ ﮐﻨﺎﺭ ﭼﺸﻤﻪ ﻧﻮﺷﺖ ﺑﻤﯿﺮﻡ؛ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﮬﻢ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ؛ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﮬﻢ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺑﻤﯿﺮﻡ ‏*‏*********************** ﺷﮑﻔﺘﯽ ﮬﻤﭽﻮ ﮔﻞ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﻢ؛ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪﯼ ﭼﻮ ﻣﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻡ ﺟﺎﻧﻢ؛ ﺑﻪ ﺑﺎﻝ ﻧﻐﻤﻪ ﺁﻥ ﭼﺸﻢ ﻭﺣﺸﯽ؛ ﮐﺸﺎﻧﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﮭﺸﺖ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻢ ‏*‏*********************** ﮬﻤﻪ ﺫﺭﺍﺕ ﺟﺎﻥ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺖ؛ ﮬﻤﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻭﺳﺖ؛ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎ؛ ﺧﺪﺍیا ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﻭﺳﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎ ؟



تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391
ارسال توسط pasargadn7

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید