دهـکــده ادبـیــات پـاســارگــاد
به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید


براي کودک من قصه ات تمام شده

شبش پراز تب وتنهايي و جذام شده



تمام سهم تو از من سکوت خواهد شد

که درمرام جديدم سخن حرام شده



من ازقبيله ي عشاق نيستم سنگم

که سهم شيطنت کودکان خام شده


...

تو را نمي شکنم ،نه، تو خواهر  غزلي

و خو ا هران  مرا  شعر  ،  التيام   شده



کبير کوه غمم را کسي نمي فهمد

که شهر سخت دلش غرق ازدحام شده



کسي که قصه نباشد کسي که کوهکن است

کسي که هست ولي قصه اش تمام شده


که انتهای غزلهای تلخ عرفان هم

نشسته کهنه سکوتی سر از کلام شده!






تاریخ: یکشنبه 05 شهریور 1391
ارسال توسط pasargadn7

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید